خبرگزاری بین المللی اهل بیت علیهم السلام ابنا-
ازدواج یکی از مهمترین تصمیمات زندگی است و انتخاب همسر بر پایه معیارهای نادرست میتواند به مشکلات بزرگی منجر شود. برخی از این معیارها شامل ظاهر جسمانی است؛ تمرکز بیش از حد بر زیبایی ممکن است باعث نادیده گرفتن ارزشهای اصلی فرد شود. وضعیت مالی نیز ممکن است گمراهکننده باشد؛ پول به تنهایی تضمینکنندهی خوشبختی نیست. علاوه بر این، فشار خانواده و جامعه نیز میتواند منجر به ازدواجی نادرست شود. انتخاب شریک زندگی باید بر اساس اخلاق، دیدگاهها و اهداف مشترک باشد تا ازدواجی موفق و پایدار حاصل شود.
در حال حاضر، ملاکهای ظاهری تاثیر ویژه و تعیین کنندهای در ازدواج دارد. گاهی این ملاکها بر معیارهای حقیقی غلبه میکند.
یکی از دلایلی که مردم به سمت ملاکهای غلط کشیده شدند، فراموش کردن جنبه قدسی ازدواج است.
در این مقاله به چند مورد از آنها اشاره میکنیم:
۱_ قیافه
اگر هدف ازدواج را فراموش نکنیم، جایگاه قیافه را در انتخاب همسر درک خواهیم کرد.هدف از ازدواج، انتخاب همسری است که باهم در ادامه زندگی، مسیر بندگی و عبودیت را طی کنیم و از دو روزه دنیا توشهای برای آخرت برگیریم.
لازمه رسیدن به این هدف، کفویت است.
اگر کفویت باشد، محبت هم تولید میشود و اگر محبت ایجاد شد، قیافه محبوب در نظر انسان، دوست داشتنی و دلنشین خواهد شد. حقیقت این است اگر کفویت نباشد، قیافه هر اندازه هم که زیبا باشد، برای انسان خسته کننده خواهد شد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
اگر مردی به خاطر زیبایی و مال زنی با او ازدواج کند، خداوند او را به همان مال و جمال زن واگذار میکند. اگر هم بخاطر دین زن با او ازدواج کند، خداوند جمال و مال را روزی او میکند.1
نگاه معنوی به زندگی، نباید تنها در نماز و روزه خودش را نشان دهد. باید به ازدواج هم نگاه معنوی داشت.
۲_تناسب اقتصادی خانوادهها
بسیاری از مردم معتقدند که دو خانواده باید از نظر اقتصادی، تناسب داشته باشند.
اگر بخواهیم این معیار را از منظر دین بررسی کنیم، باید بگوییم: نه در آیات و روایات و نه در سیره معصومین نمیتوانیم دلیلی برای این قاعده کلی به دست بیاوریم.
در روایات، در نظر گرفتن این معیار به صراحت رد شده است.
امام رضا علیه السلام فرمود:2
اگر مردی نزد تو به خواستگاری آمد و دین و اخلاق او را پسندیدی، به وی زن بده و فقر و ناداریاش مانع تو از این کار نشود.
برخی از خواستگارها قبل از بررسی ملاکهای اصلی، شکل و روی خانه را ورنداز میکنند. ممکن است خانوادهای از بضاعت مالی کمی برخوردار باشند، توان دست کشیدن به سر و روی خانه را نداشتند؛ چه گناهی کردند که از ترس قضاوت شدن و بخاطر ظاهر خانه نمیتوانند خواستگار راه بدهند؟
آیا واقعا خانه و ظاهر زندگی، خوشبختی میآورد؟ اصالت میآورد؟
مگر میخواهیم با خانه و ظاهرش ازدواج کنیم که خانه شیک و فلان برای ما مهم است؟
۳_شغل پدر
خدا نکند که در جامعه نسبت به شغل کسی، نگاه مناسبی وجود نداشته باشد؛ در این صورت، او در انتخاب همسر برای پسرش و یا شوهر دادن دخترش، دچار مشکل خواهد شد.
شغل پدر برای برخی اینقدر اهمیت دارد که دختر و پسر در هر درجه از کمال باشند، به سراغ او نمیروند.
این مسئله با ملاکهای اسلام همخوانی ندارد، با ملاک قرآن همخوانی ندارد.
قرآن میفرماید:
إن اکرمکم عندالله اتقاکم.3
تقوا ملاک خداست برای انتخاب و گزینش افراد.
آبدارچی بودن پدر یک دختر یا پسر، آیا واقعا در خوشبختی و بدبختی آنها تاثیر دارد؟
یا اگر پدر دختر یا پسر رئیس آن شرکت بود خوشبختی آنها تضمین است؟
اگر شغل آدمها ملاک شخصیتشان بود، خدا هم باید آدمها را بر اساس شغلشان اکرام میکرد نه تقوایشان.
پی نوشت:
1-کافی،ج5،ص333
2-بحار الانوار،ج100،ص372
3-سوره حجرات،39
نظر شما